خرید بک لینک

خب راستشو بخواین تو این چند ساله آموزش اينستاگرام رو گذروندم

هم تدریس میکنم هم چندتا پیج دارم

خدا رو شکر. بد نیست. سخته و استرس زیاد داره. واگلی خیلی خوبه. 

کسب و کار من

کل روز رو دارم کار میکنم. 

ولی یک چیزی کم دارم. احساس می‌کنم نیاز دارم یک خانم کنارم باشه. بعد از اتفاقات 3 سال قبل همیشه از دخترا فاصله گرفتم. 

دوستام تعجب میکنن دوست دختر ندارم. بهم میگن دیوانه. 

ولی واقعا تمایلی نداشتم. 

ولی احساس میکنم الان وقتشه. 

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 22:35

سلام به همگی

یک سوال

شما هم به پست کارفرمای نفهم خوردین؟

موقع پرداخت پول همشون پرت و پرت میگرن

زور میگن

هیچی از کار هم نمیفهمن

جالبه فقط موقع پرداخت نکنه بین میشن

خسته شذم ازشون

باز بدتر اونی که همش انرژی منفیه

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: سه شنبه 3 خرداد 1401 ساعت: 10:58

امروز خیلی درگیر گذشته بودم راستی چجوری میشه خلاص شد نمیشه

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: سه شنبه 3 خرداد 1401 ساعت: 10:58

از زمین و زمان خسته ام حوصله هیچی رو ندارم

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: سه شنبه 3 خرداد 1401 ساعت: 10:58

این روزها داره بد میگزره همین

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:17

سلام به همه

من برگشتم

همه خوبند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:44

خب کرونا به بابل هم رسیده

باید اماده این مشکل هم بشیم

مدتی درگیره میگرنم

کسی میدونه داروهای گیاهی چی واسه میگرن خوبه؟

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:44

فعلا تا چند وقت نیاز نیست دادگاه و پاسگاه برم واسه مهریه

دلم عجیب ارامش میخواد

خدایا کمکم کن

میخوام کارم رو هم عوض کنم

خدایا یاد ما هستی؟

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:55

ميدونم مطلبه تكراريولي عجيب بغض دارم و دلمم ميخواد در موردش حرف بزنمحتما همه ميدونين سكه از دو ميليون گذشتمجبورم واسه مهريه ماهه بعد دنباله وام بگردمنمي دونم تا كيولي خدا خودش مي دونه خسته شدمندارمكاش توانش رو داشتم براي هميشه مي رفتم زتدان ميموندمبا محيط زندان واسه هميشه مشكل دارمالان 6 سال از دادن مهريه مي گزرههمه دار و ندارن رو گرفتجونيم رو گرفتحالا هم روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: يکشنبه 16 ارديبهشت 1397 ساعت: 16:30

امروز ميدترم كلاس زبانهالبته امتحانو رو يك جورايي فرماليته ميگره كه رو فرم بمونيماستانداردي كه داريم جلو ميريم خدا رو شكر مطابق با استاندارد آيلتسهمن هم از اين موضوع راضيماگه بچه هاي كلاس يكم بيشتر وقت ميذاشتن و جدي تر بودن خيلي بهتر بودنه اينكه من خودمو ميكشمنهمن تو اين ترم جديتم رو رو وقتي كه ميزارم بيشتر كردمخدا رو شكر تاثير هم داشتهخيلي راحت تر ميتونم حرف بزنمجمله سازيم قوي تر شده و . ........در ضمن بچه ها هفته يك بار برنامه سونا واسه خودتون بزارينزنده تون ميكنن نوشته شده توسط فراز صالحي در ساعت 7:46 | لینک  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 2:43

دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۶انعطافنداشتن انعطاف يكي از بدترين نقطه ضعف ها است. مي توانيد بياموزيد كه شتابزدگي را كنار بگذاريد، ترس را با اعتماد به نفس و تنبلي را با نظم و انظباط جايگزين كنيد. اما براي سرسختي و انعطاف ناپذيري ذهن پادزهري وجود ندارد. اين خصلتي است كه باعث مي شود شخص با دست خويش گور خود را بكند نوشته شده توسط فراز صالحي در ساعت 8:27 | لینک  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 2:43

دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۶یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازداما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی استزمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کنددر زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنیدشاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشدزمان از شما قدرتمندتر است نوشته شده توسط فراز صالحي در ساعت 8:31 | لینک  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 2:43

سلام به دوستاي وفادارم

خوبين

ببخشيد چيد روز افتاده بودم تو خونه

خيلي ها لطف كردين

نگران بودي

ديگه ببخشيد

بعضي مجبورم خودمو تعطيل كنم

الان بهترم خدا رو شكر

نوشته شده توسط فراز صالحي در ساعت 7:39 | لینک  | 

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 19:52

سلام عزيزان

وبلاگ قبليم رو پاك كردم

اين جا جاي جديدمه

خيلي حرف دارم

خيلي چيز ها كه جايي يا كسي رو ندارم براش بگم

خيلي درد ها

واقعا نمي تونم

زندگي عجيب داره اذيتم ميكنه

خيلي مشكلات زياد شدهواقعا نمي تونم تنها

ولي تنهايي خيلي حسن ها داره

بايد تنها از پسش بر بيام

واسم دعا كنين

فكرهاي بدي تو ذهنمه

كاش زنگي دكمه توقف داشت

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 18:18

امروز يك مطلب خوندم حالمو ناجور كرد

يك پسر حدودا 30 سال 2 روز قبل ساعت 10 رفت هتل المپيك

ساعت 12 ديروز بايد اتاق رو تحويل مي داد

هر چي زنگ زدن جواب نداد

به زور رفتن اتاقش

به خاطر مشكلات مالي و زندگي با قزص برنج خودكشي كرده بود

...................

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 18:18

صفحه بندی